امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 14 سال و 27 روز سن داره

امیر حسین مرد کوچک ما

جشن تولد یکسالگی امیر حسین

   خدایا شکرت ،پسرم یکساله شد . یکسال پر از هیجان و عشق . یکسال پر از شادی و خوبی و یکسال پر از خاطراتی که برای همیشه توی دفتر دلمون ثبت میکنیم . سال 91 بهترین سالی بود که توی زندگی ما رقم خورد . توی روزای آخر تابستون، یه فرشته کوچولو اومد و صفای خونه ماروصد برابر کرد . و من مادر شدم! مادر شدن حس عجیبی بود. احساسی که انگار دو نفر به خاطر هم زنده هستند .احساسی که هنوز باورش واسم سخته! اینقدر سریع گذشت که اصلا" نفهمیدم تو کی یکساله شدی ! هنوز طعم نوزادیت رو اونجور که باید و شاید نچشیدم ! حالا دیگه هیچ شباهتی به اون کوچولوی تازه به دنیا اومده نداری . اون موقع حتی نمیتونستی درست و حسابی چشمهاتو باز کنی! ولی حالا داری تمرین را...
28 مهر 1392

خاطرات تصویری از باغ وحش پارک ارم در تاریخ 26/7/92

جمعه 26 مهر 3 تایی ( من و بابا و شما) رفتیم باغ وحش پارک ارم تا از نزدیک با حیوونا آشنا بشی و لذت ببری ، اونقدر ذوق کرده بودی که فقط میخندیدی. از شدت هیجان به  قفس ها می چسبیدی ، میخواستی بری داخل و با حیوونا بازی کنی ... جای همتون خالی بود خیلی خوش گذشت....     برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید. ...
27 مهر 1392

توانایی های امیرحسین

گل پسرم دیگه بزرگ شدی ، برای خودت مردی شدی، دیگه سرگرم شدن با اسباب بازیات و یاد گرفتی ، البته بعد از زمان کوتاهی خسته میشی و دستاتو باز میکنی یعنی بغلم کنید...... دیگه این روزا میتونی با قاشق غذاتو بخوری البته کلی از غذا رو میریزی رو صندلیت ولی ایرادی نداره پسر نازم کم کم یاد می گیری که مثل یه آقای محترم غذا بخوری..... دیگه ادا کردن بعضی از کلماتو یاد گرفتی مثل مامان ، بابا ......   مثلا وقتی ازت میپرسیم ببعی چی میگه میگی بع بع .... وقتی ازت میپرسیم چند تا ماشین سوار شدی پنج تا انگشتتو نشون میدی میگی پنج تا ...... اسم دانیال و یاد گرفتی می گی دا دا ...... وقتی ...
27 مهر 1392

خورشید زندگیمون 1 ساله شد.

 چه لطیف است حس آغاز دوباره،  چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس.....  وچه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن!  وچه اندازه شیرین است امروز.....  روز میلاد...  روز تو  روزی که تو آغاز شدی!  تولدت مبارک امیر حسین نازم.   برای دیدن بقیه عکسهای آتلیه به ادامه مراجعه نمایید. ممنون.     ...
22 مهر 1392

اولین باری که امیر حسین برای مامان و بابا ماچ فرستاد

    دلم نیومد محبتی که در قلبم کاشتی رو بیان نکنم عزیزم انقدر دوست داشتنی هستی که دیگه با شیرین زبونیات قند و تو دل همه آّب میکنی... وقتی منو میبینی و ابراز محبت میکنی و با لهجه کودکانت منو صدا میکنی و خخخخخخ میگی میخوام تمام وجودت رو غرق بوسه کنم گلم بیصبرانه منتظر بزرگ شدنت هستم و خوشبختیت رو از خدای منان خواهانم. ...
27 شهريور 1392

امیر حسین 7 ساعت از تولدش میگذره

  توی این عکس امیر حسین کوچولو تو بیمارستان بهمن 7 ساعت از تولدش می گذره و منو باباش خیلی ذوق زده هستیم، کاش میشد دنیا رو تو لحظه های خوبش متوقف کرد.....یکی از اون لحظه ها زمان تولد عشق دومم امیر حسین بود ( عشق اولم امیره که عاشقشم )   ...
27 شهريور 1392